جامعه تکنسینهای فوریتهای پزشکی آذربایجان شرقی

آموزش و آشنایی با اصول فوریتهای پزشکی و جدیدترین نرم افزار های آموزشی اورژانس 115

آموزش و آشنایی با اصول فوریتهای پزشکی و جدیدترین نرم افزار های آموزشی اورژانس 115

جامعه تکنسینهای فوریتهای پزشکی آذربایجان شرقی

وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَآ أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا
هرکس نفسی را حیات بخشد به مانند این است که جهانی را حیات بخشیده (المائدة: ۳۲)

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
نویسندگان

اولین مامورتی که بعد از دانشگاه رفتم

شنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۳۲ ب.ظ

سال 89 بود ،تازه از خدمت سربازی برگشته بودم و چون کمتر از یک سال خدمت کرده بودم بایستی طرح هم میرفتم 

طرحم بنا به دلایلی تو شهر خودم نیفتاد و افتادم بستان آباد که بین تبریز و میانه است

اونجا هم منو پایگاه آزاد راه پیامبر اعظم (ص) شیفت مینوشتن ، خدا حفظش کنه حاج حسین رو اون موقع مسئول فوریت بستان آباد بودن ، ایشون صلاح دیدن پایگاه قره بابا وایسم 

دو سه روز اول اتفاق خاصی نیفتاد فقط هر شیفت چنتا مراجعه حضوری داشتیم که اکثرا مسمومیت گوارشی و مشکلات کوچیک بودن

چشمتون روز بد نبینه فکر کنم بهار بود و هوا تازه تازه گرم میشد،ساعت 2 بامداد بود که از مرکز تماس گرفتن 10 کیلومتر مونده به عوارضی تصادف شده 

اون شب من با آقای صادق زاده که نرس بودن همشیفت بودم . راهی شدیم سمت محل حادثه ،نزدیک بودیم واسه همین سریع رسیدیم.

 

تصادف تو لاین سبقت درست کنار گاردیل وسط اتفاق افتاده بود. یه کامیونت لاستیکش ترکیده بود و همونجا تو لاین سرعت وایساده بود و یه پراید سیاه از عقب رفته بود زیر کامیونت

تو صحنه فقط راننده کامیونت بود که گریه میکرد . . . نه پلیس نه هلال احمر نه راهداری ... هیچی

یادم بود که اول باید ایمنی صحنه رو چک کنم

دیدم ماشینا بد جایی تصادف کردن و هر لحظه احتمال تصادف بعدی وجود داره و نمیشه رفت سمت ماشینا

به راننده گفتم برا چی گریه میکنی ؟ با گریه گفت : پس چه خاکی تو سرم بریزم ؟ 

گفتم سریع بیار زاپاس ماشینت رو آتیش بزن اون هم سریع این کار رو کرد و زاپاس رو صد متر نرسیده به صحنه با گازوئیل و کاغذ آتیش زد

همه این حرفا تو چن ثانیه اتفاق افتاد 

رفتم سمت صحنه

وای ......

خدایا .....

گفتم این چه مصیبتیه ؟ این چه شغلیه من دارم ؟ اینا چی ان ؟ اینا کی اند ؟

پرایده که کلا سقفش رفته بود و تا وسط زیر کامیونت بود 

چهار تا سرنشین داشت که دو نفر جلویی آقا بودن و دو نفر عقبی خانم 

سر هردو آقا داغون شده بود . . .  یکیشون کاسه سرش رفته بود و راننده کلا صورت نداشت  . . .

خانومها هم سرشون ترکیده بود و درجا مرده بودن حالا فهمیدم راننده کامیئنت چرا گریه میکرد ، بیچاره بچه مشهد بود و داشت با میبرد تبریز

 

حالا اینا یه طرف ماشینایی که ساعت 2 نصف شب با سرعت بالا میومدن سمت ما یه طرف

دوستم هم کنار من اومده بود بالای پراید

یهو دیدم یه اتوبوس داره صاف میاد سمت ما رو صحنه تصادف

دیگه چشمام رو بستم

گفتم دیگه مردیم

ولی تو لحظه اخر فرمونش رو پیچوند و از لاین وسط رد شد 

من پریدم پایین

هرچی زنگ میزدیم پلیس و مرکز هیچ کس نمیومد کمک

خیلی صحنه بدی بود

غیر از اون دو سه تا ماشین دیگه هم اومدن سمت صحنه که یکیشون یه فولکس گل بود نتونست کنترل کنه و چنتا دور وسط اتوبان زد و خاموش کرد و پیاده شد ،یه پسر جوون بود که خیلی ترسیده بود 

سرش داد زدم بابا ماشینتو از وسط اتوبان بردار الان له میشه

سریع به خودش اومد ولی هر کاری کرد ماشینه روشن نشد 

از دور دیدم یه تریلی نزدیک میشه 

با دوستم کمک کردیم ماشینشو هل دادیم به طرف حاشیه اتوبان ... به خیر گذشت ..........

دو باره برگشتم سمت صحنه 

یه پتوی بچه دیدم کنار پراید 

گفتم نکنه توش بچه باشه ؟؟؟؟ پتو رو زدم کنار دیدم یه نوزاد شیرخوار توش هس .... ولی ای خدا الان هم که الانه یادم میفته چشمام پر از اشک میشه

بچه مرده بود ، اصلا مغزش ریخته بود بیرون .........

با دستای خودم گذاشتمش تو کیسه جسد نوزاد بعد اوردمش کنار آمبولانس

دیگه تو حال خودم نبودم

یواش یواش نیروهای هلال رسیدن

پلیس راه اومد

جرثقیل اومد

خدایا 5 نفر کشته تو یه تصادف ، اون هم اولین تصادفی که رفتم

نیروهای امدادی اجساد رو در اوردن و بردن من هم اون جونی که فولکس داشت رو بردیم آخه دندوناش شکسته بود

 

شدت حادثه جوری بود که ریس پلیس راه استان و ریس راه ترابری استان هم اون شب اومده بودن 

من هم به شدت از عملکرد پلیس انتقاد کردم .چون اون شب 5 تا تصادف دیگه کنار اون صحنه اتفاق افتاد

 

به خدا سه روز نتونستم غذا بخورم . . . شبا هم خوابم نمیومد همه اش چهره اون نوزاد جلوی چشام بود .......

اونقدر رو اعصابم تاثیر گذاشته بود که کلا  داغون بودم 

 

 

۹۲/۰۸/۱۱ موافقین ۲ مخالفین ۰
مهداد میانجی

نظرات  (۷)

سلام
من همون احسان پایینی هستم. خداروشکر قبول شدم (-:
اقا مهداد میشه یکمی درباره درس ها راهنمایی کنی و یه چارچوب کلی بهم بدی؟
البته اگه بتونی اخر هفته یه زمان تعیین بکنی که با همدیگه تو یه چت رومی جایی صحبت کنیم خیلی خوب میشه
پاسخ:
سلام آقا احسان یا شمارتو بذار اینجا بردارم یا ایمیل بده دادا
سلام
من واسه فوریت رفتم مصاحبه و معاینه و...
دعا کنید قبول بشم . من با رتبه خیلی خوبی که داشتم رشته های تاپ نرفتم  و از سر علاقه اومدم این رشته (رتبه 3 رقمی)
با خوندن مطلبتون خیلی ناراحت شدم. اما از یه طرف هم متوجه شدم یک فوریت چقدر میتونه مفید باشه و چقدر کارش ارزش منده
حتی بعضی جاها جونش مثل شما به خطر میفته.
خدا حفظتون کنه.
پاسخ:
ممنون 
دادش رو کمک من حساب کن
عجب رسمیه رسم زمونه ...
پاسخ:
بد رسمیه وحید
سلام داداش من خودم بچه بستان آباد هستم تو زنجان هم فوریت خوندم یک زمانی تو هلال احمر آزاد راه شیفت میدادم الان هم گاهی میرم خدایش تصادف کمه ولی میشه دیگه حتما چندتا فوتی داره.
موفق و سربلند باشید.
۱۷ آبان ۹۲ ، ۱۰:۰۴ حمید فوریت 90 بیرجند
من تا حالا واسه خدا بیا مرز بابا بزرگم هم گریه نکردم گفتم فقط بچه ها عزیز ازون که فکر می کنی بدترم من فقط واسه یه بچه خیلی گریه کردم اون شیرخواره ربابه
پاسخ:
ولی داداش بهتره که اشکمون راحت دربیاد مخصوصا ما که همیشه شاهد لحظه های سخت هستیم.
اگه احساساتت رو خالی نکنی خودتو داغون میکنی

زیاد شده من سر صحنه گریه کنم ...

چون ادمم و دل دارم 
۱۵ آبان ۹۲ ، ۱۷:۱۵ حمید فوریت 90 بیرجند
والا من تازه هفته دیگه کا رآموزی اورژانس دارم ولی باخوندن این نوشته سنکوپ کردم نه از ترس  از غصه آخه بچه هارو خیلی دوست دارم راستش اولین مرده ی رو که تو بخش دیدم فکرکردم مانکنه عادی بی تفاوت واقعا از خودم خندم گرفت .  از خوندن این نوشته تازه ارزش ایمنی صحنه رو گرفتم وخیلی ناراحت شدم
پاسخ:
حالا این اولین ماموریت ام بود . اگه خاطره ی بدترین ماموریت رو مینوشتم که اشکت در می اومد

۱۲ آبان ۹۲ ، ۲۲:۳۰ فرشته مهربون
خیلی دلخراش بود
الهم عجل لولیک الفرج

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی